تبليغاتX
اینجا دل شکستگی خرند بس

اینجا دل شکستگی خرند بس

بازار خود فروشان جای دیگر است

امید هست و اما شانس نیست

لحظه دیدار هست و دیدار هست و اما در میان دیوار هست

چه سود...!

عشق...

عشق چیست و معشوق نیست ,جای هر دو نفرت اندوه هست

بیمارو مجروه نیز هست

مثال هر دوی آن جانم و قلبم

طبیب و چاره درمان نیست

دل خسته و شبگرد هست

چشم گریون اشک هست

درد و غصه و از گریه های غم ,چشم درد هست

آری درد هست

آری هست

خداییش بعضی از شما وبلاگیا خدای هرچی کپی هستینا

باباجان حداقل شعری که من خودم نوشتم رو کپی میکنی یه کامنت بذار بگو

نظرتو درموردش من نخواستم ذکر منبع بذاری

بی وجدانا

+نوشته شده در ساعت17:6توسط محمد | |

سخته

شده یه چیزی تو دلت سنگینی كنه....؟؟؟
خیلی سخته آدم كسی رو نداشته باشه...
دلش لك بزنه كه با یكی درد دل كنه ولی هیچكی نباشه...

نتونه به هیچكی اعتماد كنه...
 هر چی سبك سنگین كنه تا دردش رو به یكی بگه
نتونه,
 آخرش برسه به یه بن بست ...
تك وتنها با یه دلی كه هی مجبورش می كنه اونو خالی كنه ...

اما راهی رو نمی بینه سرش روكه بالا می كنه آسمون رو می بینه
 به اون هم نمی تونه بگه...
خبری از آسمون هم ندیده
مگه چند بار اشك های شبونش رو پاك كرده...؟!
بهش محل هم نداده
 تا رفته گریه كنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن كرده تا كم نیاره ...
خیلی سخته ادم خودش به تنهایی خوش كنه اما دلی داشته باشه كه مدام از تنهایی بناله...
خیلی سخته ادم ندونه كدوم طرفیه؟!
خیلی سخته ادم احساس كنه خدا اونو از بنده هاش جدا كرده ...
خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می كنی داره به حرفات گوش می ده یا ...
پرده ی گناهات اونقدر ضخیم شده كه صدات به خدا نمی رسه.... ؟!
یاحق

+نوشته شده در ساعت22:18توسط محمد | |

خدايا

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌ سو و آن ‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.


خداوندا!

تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

خداوندا...!

+نوشته شده در ساعت7:35توسط محمد | |

 

خون گریه کردم

خدا جونم هیچی ندارم

حتی هیچ کس رو

آخه چرا باید اینهمه با بدبختی ها سر کنم

چرا هر دری که میزنم به روم باید قفل بشه

انگاری تو این کوچه بن بستی که گیر کردم اصلا راه در رو نداره

بابا جان مگه تو خدا نیستی " اون بالا نشستی داری چیکار میکنی

نا سلامتی خدایی گفقتن بنده ای گفتن

آخه حتما باید وقتی که این حرفارو زمزمه میکنم و می نویسم گریه کنم

تا حرفام رو باور کنی!!؟

پس یه نگاه به چشمایه خون و خیسم بنداز

من نمیخوام به اشکام بنازم...

فقط این قطره های اشکم عامل اثبات و صحت حرفامه

تا شاید باور کنی و کمی دلت به رحم بیاد

تا کی باید با دل خسته و چشم گریون دعات کنم

التماست کنم...

حداقل یه وعده بهمون نمیدی

به قول خودمون سرم شیره بمالی

شاید اینجوری یکمی دل صاب مرده ام آروم بگیره

ای بابا......

 

پانوشت: سلام دوستای گلم ببخشید میدونم 100 روز شد که آپ نمی کردم

تورو خدا شرمنده خب نمیشد که بنویسم

از دوستانی کپی بردار خواهش میکنم اگه کپی میکنین اسم من رو هم بیارین

بخدا زحمت میکشم اینارو مینویسم

+نوشته شده در ساعت13:34توسط محمد | |


 



دیدمش

خدا رو میگم

تو پیچ کوچه دیدمش

اونم رفت......

تنهام گذاشت

بعضی وقتها واقعا می تونستم حسش کنم

گرمی نفسهای پر امیدش گردنم رو نوازش میکرد

یادش به خیر خیلی مهربون بود...

خیلی وقته رنگش از لحظه ها و دقیقه های زندگیم

ناپدید شده

میخوام یه مدتی از همه دور باشم

اصلا میخوام تارک دنیا بشم

شاید
 البته شاید اینجوری دوباره بشه پیداش کرد

میترسم

 الآن همین نزدیکی ها کنارم باشه

و من بین شلوغی آدمها نتونم ببینمش

خدا...

خدایه مهربونم

میخوام بدونم قاصدکهایی که برات فوت میکن

تا بهت برسن و آرزوهامو در گوشت زمزمه بکنن

به دستت میرسن!!؟

قدیما که میرسید...

یادته!؟

چه زود گوش میدادی بهم

چی شده ها

یعنی میگی دیگه بهت نمیرسن....؟

آخه برایه چی؟

نکنه فرشته هات حسودی میکنن بهم...؟

فک میکنم حسودیشون میشد

 آخه همیشه زود جوابم رو میدادی

نکنه اونا دیگه نمیزارن تا قاصدکهام بهت برسن!!؟

آه...

خیالی نیست

ولی خدا اینه رسمش؟

کاش یکمی مهربون تر بودی

غصه خوردم...

شکستم...

شدم یه دونه برف

دارم آروم آروم آب میشم

بازم میخوای منو تنها ترم کنی خدا

خدا تنهام نمیخوام بیشتر از این تنها بشم

خواهش میکنم....

خواهش میکنم

خدا بخدا دلم گرفته از این زمینی ها

خدا جونم یه خواهش دارم حداقل این یکی رو گوش کن

میشه واسه من هم یه دعوتنامه بفرستی؟

بده به همون فرشته ها برام بیارن

میخوام بیام پیشت

کنارت

میگم ها خدا جونم

اگه زندگی اینه

ما نه خواستیم
 
 
 

+نوشته شده در ساعت21:1توسط محمد | |

 

قاصدک

قاصدک هان.چه خبر آوردی؟

ازکجا.وزکه خبر آوردی؟


خوش خبر باش.اما

گرد بام و درمن

بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه زیاری.نه زدیار و دیاری--باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی باکس

برو آنجا که تورا منتظرند

قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصدک تجربه های همه تلخ

با دلم میگوید

که دروغی تو.دروغ

که فریبی تو.فریب

قاصدک!هان...آخر

ای وای!!!

راستی آیا رفتی با باد !؟

با توام.آی!!!

کجا رفتی؟

آی!!!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی.جایی؟

در اجاقی_طمع شعله نمیبندم_خردک شوری هست هنوز؟

قاصدک

ابرها همه عالم شب و روز

دردلم میگریند

قاصدک

قاصدک غم دارم غم آوارگي و دربدري...

غم تنهايي و خونين جگري

قاصدک واي بر من

 همه از خويش مرا ميرانند...

همه ديوانه و ديوانه ترم ميخوانند 

مادر من غمهاست

قاصدک! دريابم روح من عصيان زده و طوفانيست

آسمان نگهم بارانيست

قاصدک غم دارم غم به اندازه ي سنگيني عالم دارم

قاصدک غم دارم غم من صحراهاست افق تيره ي او ناپيداست

قاصدک ديگر از اين پس منم و تنهايي

و به تنهايي خود در هوس عيسايي

و به عيسايي خود منتظر معجزه اي غوغايي

قاصدک زشتم من زشت چون سنگ خارا

قاصدک حال گريزش دارم مي گريزم به جهاني که در آن پستي نيست

پستي و مستي و بد مستي نيست

مي گريزم به جهاني که مرا نا پيداست

شايد آن نيز فقط يک روياست....

 

+نوشته شده در ساعت0:38توسط محمد | |

 محسن یگانه هم مجوز گرفت ...

Nafashaye Bi Hadaf

 

Akhe Dele Man

 

Nakhastam

 

(چشمات) Gonahi Nadaram

 

Inja Jaye To Nist

 

Cheshmhaye Khise Man

 

Sareto Bala Begir

 

Nashkan Delamo

 

Hichki Nemitoone Befahme

 

Benevis Az Sare Khat

 

Akhe dele man Bikalam

میدونم ربطی به موضوع وبلاگم نداره

ولی خب چیکار کنم محسن یگانست نمیشه کاریش کرد

منبع:محسن یگانه

+نوشته شده در ساعت14:37توسط محمد | |

غصه نخور مسافر، اينجا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه، يه عمره بی‌نصيبيم
فرقی نداره بی تو، بهارمون با پاييز
نمی‌بينی که شعرام، همه شدن غم‌انگيز؟

غصه نخور مسافر، اونجا هوا که بد نيست
اينجا ولی آسمون، اشک‌ريختنم بلد نيست
غصه نخور مسافر، فدای قلب تنگت
فدای برق نازِ اون چشای قشنگت

غصه نخور مسافر، تلخه هوای دوری
من که اينو می‌دونم، که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر، بازم می‌آيی به زودی
ما رو بگو چه کرديم، از وقتی تو نبودی

غصه نخور مسافر، غصه اثر نداره
از دل تو می‌دونم، هيچکی خبر نداره
غصه نخور مسافر، رفتيم تو ماه اسفند
ارديبهشت که می‌شه، تو برمی‌گردی، لبخند

غصه نخور مسافر، هميشه اينجوری نيست
هميشه که عزيزم، راهت به اين دوری نيست
غصه نخور مسافر، تولد دوباره
غصه نخور مسافر، غصه نخور ستاره

غصه نخور، مگه تو، کنار دريا نيستی
من چشم‌برات می‌مونم، ببين، تو تنها نيستی
غصه نخور مسافر، غصه کار گلا نيست
سفر يه امتحانه، به جون تو بلا نيست

غصه نخور مسافر، تو خود آسمونی
در آرزوی روزی، که بيايی وُ بمونی

یاد و غصه دوستان راه دورم بهونه ای شد تا براشون این پست رو بزارم

۳تا هستن اسم یکیشونم هادیه عزیزمه

منبع:دختر تنها

 

+نوشته شده در ساعت22:43توسط محمد | |

غم آمده غم آمده  انگشت بر در می زند

هر ضربه ی انگشت او بر سینه خنجر می زند

                                         ای دل بکش یا کشته شو غم را به اینجا ره مده

                                              گر غم به اینجا پانهد آتش به جان در نهد

       ای دلربا رسم وفا از غم نیاموزی چرا

غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر میزند

+نوشته شده در ساعت20:24توسط محمد | |

+نوشته شده در ساعت16:20توسط محمد | |

بالاخره یه دامنه گیر آوردم که هم راحت و هم قشنگ باشه

حالا دیگه شد سایت

http://sarbehdar.orq.ir

البته تبلیغات بلگفا باز هست

 

 

+نوشته شده در ساعت16:14توسط محمد | |

نه نگو نگو

بخدا زندگی جهنمه

 

 

بخواب آروم گل نازم من امشب باتو هم رازم

 

دلم برایه همتون تنگ شده

+نوشته شده در ساعت23:44توسط محمد | |