خاك پای دوست شدن در نزد ما یك آرزوست گر دوست قابل بداند جان من تقدیم اوست

هم ترانه پس كجايي؟! من كه مردم از جدايـي دل شكسته و غــريبم جون ميدم اگـــه نيايي
(خودش میدونه که منظورم از این شعرا کیه)
+
نوشته شده در ساعت 18:18 توسط محمد
|
جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
+
نوشته شده در ساعت 18:7 توسط محمد
|