نگاه ساکت باران برویه صورتم دزدانه میلغزد
ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه میخندم
ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
آن روز که نوشتم سر در کلبم 
که
اینجا!اینجا دلشکستگی خرند بس
به یاد آن بودم و میدانستم
نا جوانمردی دل دیگرش بشکس
بله من همون محمدم .همون محمد قدیم
ولی دیگه زندگی داره جونمو میگیره
بگزریم.....
شاید دیگه آپ نکنم((نگفتم که دیگه نمینویسم گفتم شاید))
دوستون دارم دوستایه گلم

+
نوشته شده در ساعت 21:39 توسط محمد
|